عابدین پاپی، شاعر و منتقد برجسته، ادبیات را پایه و مادر هنرها میداند که مرزهای ملی، زبانی و فرهنگی را در هم میشکند. او تأکید میکند ادبیات با انسانمحوری، فرامکانی و فرازمانی بودن، زبان هنری مشترک و تنوعپذیری، برای همه انسانها قابل درک است.
نقش ادبیات در هنرها
ادبیات هنر پایه است و زیرساخت زبان و روایت را فراهم میکند؛ تئاتر و سینما بدون داستان، اسطوره و دیالوگ ادبی شکل نمیگیرند. فیلمنامهها از رمانها و نمایشنامهها اقتباس میشوند، مانند «جنایت و مکافات» داستایوفسکی یا «بینوایان» هوگو، و دیالوگها عمق معنایی را از شعر و ادبیات میگیرند. در تئاتر، نمایشنامه خاستگاه است و عناصری چون مونولوگ و روایت، جان صحنه را میبخشند؛ حتی کارگردانان مدرن ناگزیر به زبان ادبی وابستهاند.
تأثیر ادبیات جهان بر ایران
نویسندگان ایرانی از قرن نوزدهم تحت تأثیر ادبیات غرب قرار گرفتند؛ نثر فارسی سادهتر شد، مانند آثار جمالزاده و هدایت. مفاهیم آزادی، عدالت و فردیت از رمانهای روسی (داستایوفسکی، تولستوی) و فرانسوی (هوگو، فلوبر) وارد شد و ژانرهایی چون رمان مدرن و شعر نیمایی تثبیت گردیدند. این تعامل، نثر را از متکلف به روزمره و نقد اجتماعی را غنی کرد.
مقایسه شعر شاملو و اخوان
شاملو شعر سپید را بنیان نهاد با زبان ساده، ریتم آزاد و مضامین اجتماعی-انسانی؛ اخوان نیمایی را به اوج رساند با وزن عروضی، حماسه ملی و یأس تاریخی. شاملو نفوذ عامتری در جامعه دارد به دلیل مردمیبودن و همذاتپنداری نسل جوان؛ اخوان میان اهل ادب محبوبتر است با نمادهای اسطورهای و انسجام سنتی.
تفاوت شعر اروپا و آمریکای لاتین
شعر اروپا فلسفی، تحلیلی و ذهنگرا است با ریشه در کلاسیک، رنسانس و پستمدرنیسم؛ مضامینی چون تنهایی و پوچی (ریلکه، الیوت). شعر آمریکای لاتین عاطفی، اجتماعی و شورانگیز با استعارههای بومی، رئالیسم جادویی و تمهای عدالت (نرودا، سیلوا)؛ اروپا تأملبرانگیز و آمریکای لاتین برانگیزاننده و نزدیک به زندگی روزمره است.
مجموعههای جدید شعری
عابدین پاپی اخیراً ۱۴ دفتر شعر را نزد انتشارات زهره علوی منتشر کرد: «شعور خاک»، «چشم تر از سپیده»، «طوفان بی باد شمشیر میکشد» و غیره تا «قلم با حرف آخر عشق آغاز میشود». این آثار انتقادی-اجتماعی با تم عشق و درد جامعه، در ژانر پستمدرن، آوانگارد و تجربی سروده شدهاند؛ با ترکیب فلسفه، روانشناسی و جامعهشناسی، ساختار سیال و مونتاژ زبانی.

