جاده ابریشم، شاهراه افسانهای تجارت و فرهنگ، امپراتوریهای ایران و چین را در هم آمیخت و پناهندگان ساسانی پس از سقوط ۶۵۱ میلادی، ریشهای عمیق در شرق کاشتند. از شاهزادگان گریزان یزدگرد سوم تا بازرگانان سغدی، ایرانیان نه تنها تجارت ابریشم را رونق دادند، بلکه دانش، هنر و آیینهای خود را در دل چین ماندگار کردند.
جاده ابریشم؛ قلب تپنده پیوند تمدنها
جاده ابریشم از سلسله هان (۲۰۶ ق.م) شکل گرفت و ایران با شهرهایی چون همدان و مرو، مرکز واسطهگری شد. سغدیان ایرانیتبار، ابریشم چینی را با لاجورد، فرش و ادویه به غرب بردند و هلو و زردآلو را به شرق بردند. ساسانیان (۲۲۴-۶۵۱ م) با کنترل مسیرها، تجارت را به اوج رساندند و چانگچیان، دیپلمات چینی، نخستین پل رسمی را زد.
پناهندگی شاهزادگان ساسانی؛ از خراسان تا دربار تانگ
پس از قتل یزدگرد سوم، پیروز سوم با ۳۰ هزار نفر از اشراف، دانشمندان و سربازان به چین گریخت. امپراتور گائوزونگ در گانسو از آنها استقبال کرد، عنوان “شاه ایران” داد و در شیآن (چانگآن) اسکان داد. پیروز حتی از چین برای بازپسگیری تخت کمک خواست، اما نسلش با ارتش تانگ ادغام شد؛ تاکتیکهای سوارهنظام ساسانی و جشنهای نوروز و مهرگان را آوردند.
دهکده پارسیان؛ جواهر زنده ایرانی در جیانگسو
در هوآیآن، بوسیژوان (دهکده پارسیان) با ۲۷ هزار نفر، نوادگان بازرگانان ایرانی قرن ۱۳-۱۴ است. تاجر “سَوْ” از خلیج فارس با ادویه و لاجورد ثروتمند شد، خانههای کاروانسرا-مانند ساخت و آیینهایش ماند: نان تخت پارسی، چای ماسالامانند، نامهای “فارسی” و “ایرانلو”. ژنتیک R1a و J2 تأییدکننده ریشه ایرانی است و جشنواره “روز پارسیان” گردشگران را میخواند.
انتقال فرهنگ؛ از زرتشتی تا موسیقی و نجوم
ایرانیان، مانی و مانویگری، بربط (عود)، نجوم پهلوی، جواهرسازی و پنبه را به چین بردند. نقاشیهای غار دونهوانگ از مینیاتورهای ساسانی الهام گرفت و دیوار گورگان ایران، همزاد دیوار چین شد. سغدیان مهاجر، مساجد و آتشکدهها ساختند و جاده را از تجارت به نجات بدل کردند.

