محمدحسین دانایی، خواهرزاده جلال آلاحمد و ویراستار «یادداشتهای روزانه» او، به مناسبت سالروز درگذشت فروغ فرخزاد (۲۴ بهمن ۱۳۴۵)، یادداشتی تحلیلی با عنوان «جلال آلاحمد و فروغ فرخزاد؛ زود رفتند، اما بهموقع، دو چهره، یک زیستن معنادار» منتشر کرد. در این یادداشت، دانایی با استناد به اسناد دستنخورده یادداشتهای آلاحمد، رابطه استاد-شاگردی پیچیده این دو چهره کلیدی ادبیات معاصر ایران را واکاوی میکند.
جلال آلاحمد در یادداشتهایش از فروغ فرخزاد به عنوان شاگردی «سرگردان و درمانده» یاد میکند که گاه تا عصر در منزل او میماند و درددلهای عمیقی درباره انزوای اجتماعیاش میکرد: «فروغ فرخزاد برای عیال درددل میکرده… شوهرها از ترس زنهاشان با من رفتوآمد نمیکنند و زنها هم که به من حسودند.» آلاحمد این سرگردانی را نه صرفاً خطای فردی، بلکه نتیجه شبکه روابط معیوب اجتماعی میدانست.
در یکی از صریحترین خاطرات، آلاحمد خطاب به داریوش اشوری میگوید: «تقصیر اصلی از تو و ایرانی و الهی بود که پای فروغ فرخزاد را به گلستان باز کردید و کار را خراب کردید و به هم زدید خانهای را.» او ابراهیم گلستان را مقصر اصلی انحراف مسیر فروغ میدانست و تأکید میکرد: «گلستان گناهی کرده و باید کفارهاش را پس بدهد.»
دانایی در تحلیل خود، تفاوتهای ظاهری (سن، جنسیت، جایگاه) را کنار گذاشته و بر شباهتهای عمیق این دو تأکید میکند: هر دو «ساختارشکن آگاهانه»، عاشقپرور انتخابگر و مسئول تاریخی بودند. آلاحمد در مقام «استاد مسئول» و فروغ در جایگاه «شاگرد جستجوگر»؛ هر دو زود رفتند، اما پیش از فرسودگی و سازش، حضوری ابدی در حافظه فرهنگی ایران ثبت کردند.

