بابک صبوری در مصاحبه ای با خبرنگار ایرنا در روز هنرهای نمایشی میگوید تئاتر را او انتخاب نکرد، این هنر بود که او را «پیدا کرد»؛ روایتی از پسربچهای ۱۱ ساله که در گرمسارِ بدون سالن نمایش، شیفته اجرای تئاتری در سینمای شهر شد. این هنرمند پیشکسوت در «روز هنرهای نمایشی» تأکید میکند: تئاتر شیوه زندگی است، اگر میخواهید با آن ارتباط بگیرید، فقط یک بار تماشایش کنید، فارغ از کیفیت.
هفتم فروردین «روز هنرهای نمایشی» یادآور جایگاه دیرپای تئاتر در فرهنگ و هنر ایرانزمین است؛ هنری که این روزها در خلوت سالنهایش، همچنان نفس میکشد و تماشاگرانی وفادار را به تماشای روایتهایی از زندگی، امید و دغدغههای انسانی مینشاند.
در گرمسار تئاتر همیشه نفس گرمی داشته و از دل علاقههای بیآلایش و بدون چشمداشت برخاسته است. هنرمندانی که گاه در نبود امکانات و حمایتهای کافی، تنها با تکیه بر عشق و انگیزه، چراغ سالنهای نمایش را روشن نگه داشتهاند.
«بابک صبوری» بازیگر و کارگردان پیشکسوت تئاتر گرمسار، یکی از همین چهرههای ماندگار است. فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد و معتقد است تئاتر او را پیدا کرد، نه او تئاتر را.
او پیش از این بهعنوان عضو شورای سیاستگذاری چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر انتخاب شده بود و استان سمنان نمایندهای شایسته در عرصه ملی داشت.
نخستین جرقههای علاقهاش به این هنر به ۱۱ سالگی و دیدن نمایشی از استاد محمود اسماعیلی در سالن سینمای گرمسار بازمیگردد؛ روزهایی که گرمسار سالن اختصاصی تئاتر نداشت، اما هنرمندانش با عشق روی صحنه میرفتند.
صبوری که در کارنامه خود بازیگری در آثاری چون «عشقآباد» به کارگردانی میرباقری و «شبهای اوینیون» به کارگردانی نصیری دارد و هم کارگردانی نمایشهای متعددی را تجربه کرده، بر این باور است که تئاتر یک «علم» و «شیوه زندگی» است و کسی که با آن عجین میشود، یاد میگیرد جور دیگری زندگی کند.
نگاه به تئاتر همچنان تفننی است
او با نگاهی منتقدانه، وضعیت کنونی تئاتر در کشور را «تفننی» میداند و معتقد است در سیاستهای کلان فرهنگی، هنوز نگاه جدی به این مقوله نشده است.
صبوری در این گفتوگوی تفصیلی به مناسبت روز هنرهای نمایشی، از چالشها و فرصتهای تئاتر گرمسار میگوید، از ضرورت استفاده از ظرفیتهای بومی در تولید آثار هنری سخن میگوید و برای هنرمندان جوان نسخهای جز «مطالعه، تلاش و آموزش» تجویز نمیکند.
همچنین از بزرگترین آرزویش میگوید: شعلهور شدن چراغ نیمهافروخته تئاتر در گرمسار، استان سمنان و تمام کشور.
اول از همه، این روز هنرهای نمایشی را به شما تبریک میگویم. چه حسی دارید که در چنین روزی، فرصت گفتوگو درباره تئاتر پیش آمده است؟
بابک صبوری: خیلی خوشحالم. این روز بهانه خوبی است برای اینکه دوباره از عشقی بگوییم که سالهاست با مناست.
لطفا از سابقه تئاتری خودتان بگویید. از چه سالی فعالیت خود را در تئاتر شروع کردید؟
صبوری: بابک صبوری هستم. تقریباً از سال ۱۳۶۸ فعالیت در زمینه هنرهای نمایشی را شروع کردم. اگر منظورتان از «حرفهای» را متوجه نمیشوم، اما از آن سال فهمیدم که عاشق تئاترم و تا الان هم پای این علاقه ایستادم.
چه شد که به سراغ تئاتر آمدید؟ نقطه شروع علاقهتان چه بود؟
صبوری: فکر میکنم تئاتر من را پیدا کرد، من تئاتر را انتخاب نکردم. یک قاعدهای از درون این سیستم حس کردم که این استعداد را دارم که در این قالب میتوانم به درونم بپردازم. اولین جرقه علاقه، دیدن یک تئاتر بود. یادم هست ۱۱ ساله بودم، گرمسار سالن مناسبی نداشت و دوستان در سالن سینما تئاتر اجرا میکردند. مدیون استاد محمود اسماعیلی هستم که اولین تئاتری که دیدم مربوط به ایشان بود.
به مناسبت روز هنرهای نمایشی، از نگاه شما تئاتر در شرایط کنونی ایران چه جایگاهی دارد و چه کارکردهایی میتواند داشته باشد؟
صبوری: ببینید، هنر تئاتر در ایران عموماً مغفول واقع شده و خیلی حرفهای به آن نگاه نمیشود. با توجه به اینکه حمایتها عمدتاً دولتی است، در سیاست کلان هنوز آنطور که باید به تئاتر جدی نگاه نمیکنند. به قول یکی از اساتید، هنوز در ایران به تئاتر به صورت «تفنن» نگاه میشود. اما کارکردهای تئاتر بسیار است؛ کارکردهای اجتماعی، سیاسی، هنری و درونی. تئاتر شیوه زندگی و سبک زندگی است. کسی که با هنر تئاتر عجین میشود، یاد میگیرد جور دیگری زندگی کند.
صس اگر بخواهید یک پیام برای مخاطبانی که هنوز با تئاتر ارتباط جدی نگرفتهاند، داشته باشید، چه میگویید؟ چطور میشود مردم را به سالنها کشاند؟
صبوری: من توصیهام این است که صرفاً یک کار تئاتر ببینند، فارغ از کیفیت و کمیتش. کافی است یک تئاتر ببینند تا کوچکترین علاقهای درشان ایجاد شود. من فکر میکنم سوال «چطور مردم را به سالن بکشانیم؟» سوال غلطی است. همانطور که گفتم، تئاتر من را به سالن آورد. من نرفتم تئاتر را انتخاب کنم.
شما در گرمسار فعالیت میکنید، شرایط تئاتر در این شهرستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
صبوری: خوشبختانه مردم گرمسار تماشاچیهای حرفهای دارند. نگاه منتقدانه و سوادشان در دیدن تئاتر بالاست. از همان ابتدای فعالیت من، یعنی از ۱۳-۱۴ سالگی، استقبال مردم را شاهد بودیم. اما مشکلات مالی و حمایتی بسیار است. بلیت تئاتر با توجه به شرایط اقتصادی، در سبد کالای مردم قرار ندارد و از طرفی تولید اثر هزینه دارد و در مجموع، توجیه اقتصادی برای فعالان این رشته هنری معنایی ندارد.
آیا در آثارتان به موضوعات بومی و فرهنگ منطقه پرداختهاید؟
صبوری: بله، صد در صد. وقتی در یک جامعه زندگی میکنیم، تأثیرات آن در اثر هنری نمود پیدا میکند. تئاتر محصولی اجتماعی است و هر وقت در یک محیط جغرافیایی تولید شود، متأثر از آداب، رسوم و تفکرات آن محیط است. استفاده از لهجه، آیینهای محلی و داستانهای بومی بسیار بسیار ضروری و مؤثر است.
مهمترین اثری که در گرمسار روی صحنه بردهاید و خاطره خاصی از آن دارید، کدام بوده است؟
صبوری: نمیشود گفت مهمترین اثر. هر اثر برای خودش شیرین است. اما شاید یک خاطره خاص دارم از نوجوانی، حدود ۱۶ سالگی که «تکگویی بلند در بازسازی یاد ابوذر» را با ایدهای خودساخته اجرا کردیم. آنقدر این اثر گرفت و چسبید که در استان سمنان به عنوان اثر فاخر شناخته شد. آثاری مثل «عکس اتفاق عزیز»، «شبهای آوینیون» و «عشقآباد» هم برای من خیلی جالب توجه بودند.
هم بازیگرید و هم کارگردان. کدام یک برایتان شیرینتر است و آیا این دو نقش تداخل پیدا میکنند؟
صبوری: کارگردانی و بازیگری دو علم جدا و دو مقوله متفاوت هستند. هر کدام تکنیکهای خاص خود را دارند. اگر بخواهم غیرحرفهای جواب بدهم، من کارگردانی را بیشتر دوست دارم و برایم شیرینتر است. اما این دو نقش حتماً با هم تداخل پیدا میکنند. کارگردانی که خودش بازیگر است، حتی با اشراف کامل، کارش در هر دو حوزه میلنگد. اصلاً نمیشود این دو را به هم نزدیک کرد.
به عنوان کارگردان، چه معیارهایی برای انتخاب متن دارید؟
صبوری: کارگردانی محصول یک جهانبینی است. متنی که انتخاب میکنیم، بسته به ارزشها و رنگ و بوی تفکراتمان دارد. به لحاظ فنی، شیوه اجرایی و سلیقه ما و محدودیتهای متن باید با هم همسو باشند. اما بیشتر از همه، نزدیک بودن نگاه من به نگاه نویسنده متن برایم جذابیت دارد.
به عنوان بازیگر، چطور برای یک نقش آماده میشوید؟
صبوری: بازیگری یعنی «زندگی کردن». ما باید آمادگی پذیرش شخصیت را به دو صورت داشته باشیم: اول آمادگی بدنی (بیان و فیزیک مناسب) و دوم آمادگی ذهنی و روحی. وقتی نقشی را میپذیرم، اجازه میدهم آن شخصیت در وجودم حلول کند و به جای من بازی کند. این همان شیوهای است که از متد استانیسلاوسکی آموختهایم. نشستن برای گرفتن حس گریه یا خنده، به نظر من اشتباه است.
چالشبرانگیزترین نقشی که بازی کردید یا سختترین نمایشی که کارگردانی کردید، چه بود؟
صبوری: چالشبرانگیزترین نقش، بازی در نقش «مجسمهساز» در نمایش «گوش کنید… میشنوید؟» بود. من کارگردان آن اثر بودم و در لحظه آخر ناگزیر شدم خودم بازی کنم. اثر نهایی خوب و منتخب شد، اما خودم معتقدم نتوانستم آنطور که باید از پس این نقش بربیایم. همین نمایش از نظر کارگردانی هم سخت بود اما به من انگیزه زیادی داد.
ارزیابیتان از استقبال مردم گرمسار از تئاتر چیست؟
صبوری: مردم گرمسار تماشاچیان حرفهای و باسوادی هستند. نگاه منتقدانه و انتقادهای سازندهشان همیشه باعث پیشرفت بوده است.
برای جذب مخاطب بیشتر، نقش فضای مجازی و تبلیغات را چقدر مهم میدانید؟
صبوری: فضای مجازی و تبلیغات بدون کوچکترین شک و شبههای، نقش بسزایی در جذب مخاطب دارند. اگر حرفهای به این مقوله نگاه کنیم، اطلاعرسانی بهینه و درستی خواهیم داشت و مخاطب با اخبار تئاتر آشنا میشود. اما در نهایت، انتخاب با سلیقه خود مخاطب است.
اگر بخواهید یک آرزوی بزرگ برای تئاتر گرمسار در سال جدید داشته باشید، آن آرزو چیست؟
صبوری: آرزو میکنم چراغ نیمهافروخته تئاتر نه تنها در گرمسار و استان، بلکه در تمام کشور شعلهور شود. آرزوی من این است که هنرمند تئاتر آنقدر فراغ بال و خاطر داشته باشد که بتواند اثری استاندارد تولید کند و به نگاه خوب تماشاگر تقدیم کند. به هنرمندان جوان هم میگویم: مطالعه، تلاش، آموزش و باز هم مطالعه و تلاش. عجله نکنید. تئاتر یک علم است؛ اول قالب را یاد بگیرید، بعد در آن قالب حرف بزنید.

