نماد سایت رسانه صدای جشنواره | جشنواره | اخبار جشنواره ها | فراخوان جشنواره | اخبار جشنواره | فراخوان جشنواره ها | اخبار سینما | اخبار تئاتر | اخبار هنر | فراخوان هنری

پادشاه شدن برن استارک در «بازی تاج‌وتخت» تصادفی نبود؛ تحلیل اسطوره‌شناختی از نفرین خویشاوندکشی، گارت سبزدست و بازگشت پادشاه تابستان


تابوی خویشاوندکشی؛ از برادران کارگیل تا اسطوره‌های آرتوری

در جهان «بازی تاج‌وتخت»، هیچ تابویی به اندازه «خویشاوندکشی» سنگین نیست. جمله «هیچ انسانی به اندازه خویشاوندکش نفرین‌شده نیست» بارها در کتاب‌ها تکرار می‌شود. برجسته‌ترین نمونه، ماجرای سِر اریک و سِر آریک کارگیل در «خاندان اژدها» است که پس از کشتن برادرش، خودکشی می‌کند.

جرج آر. آر. مارتین در سال ۲۰۰۱ فاش کرد که این دو برادر از سِر بالین و سِر بالان در افسانه‌های آرتوری الهام گرفته‌اند؛ دو برادر نفرین‌شده‌ای که سرنوشتشان کشتن یکدیگر بود. اما این الگو تنها نمونه نیست: بیلون گریجوی، بیلور تارگرین، بیل آوازخوان و حتی نشان خاندان سوآن (دو قو در حال نبرد) همگی به موتیفی تکرارشونده اشاره دارند: نبرد برادر علیه برادر.


گارت سبزدست؛ نخستین پادشاه، خدای باروری و سبزبین اسطوره‌ای

در قلب این اسطوره�شناسی، شخصیتی به نام «گارت سبزدست» قرار دارد. در کتاب «دنیای یخ و آتش» آمده است: «گارت، پادشاه اعظم نخستین انسان‌ها بود که آنان را از شرق به وستروس آورد. او دستانی سبز، موهایی سبز و گاهی شاخ‌هایی بر سر داشت. او ذرت می‌پروراند، درختان را به میوه می‌رساند و نخستین بار زراعت را به انسان‌ها آموخت.»

طرفداران معتقدند گارت سبزدست نه یک پادشاه معمولی، بلکه نخستین سبزبین (Greenseer) و همان «کلاغ سه‌چشم» اولیه بوده است. شواهد این نظریه عبارتند از:


پادشاه خاکستری؛ برادرکشی که به فرشته مرگ تبدیل شد

در سوی مقابل، «پادشاه خاکستری» جزایر آهن قرار دارد. او که با موها و چشمانی خاکستری، ظاهری جنازه‌وار و پیوند با دریا توصیف می‌شود، نماد مرگ، زمستان و نابودی است. او به خدای طوفان طعنه می‌زند، درختان را می‌سوزاند و از چوب ویروود برای ساختن کشتی استفاده می‌کند.

نظریه غالب در میان طرفداران این است که پادشاه خاکستری همان برادر گارت سبزدست است که او را به قتل رسانده و سپس نفرین شده است. این نفرین، ظاهری جنازه‌وار به او بخشید و «قوت و حیات را از وجودش بیرون کشید» – درست همان‌گونه که در افسانه «نخستین پادشاه» مدفون در گورپشته بزرگ باروتاون آمده است: «نفرین باعث شد مدعیان دروغین پادشاهی ظاهرشان مانند جنازه‌ها سفید شود.»

این روایت بی‌درنگ کهن‌الگوی هابیل و قابیل را تداعی می‌کند. در اسطوره‌شناسی سلتی، قابیل پس از کشتن برادرش به «آنکو» (فرشته مرگ با داس) تبدیل می‌شود – همین موضوع توضیح می‌دهد که چرا نماد داس در نشان بسیاری از خاندان‌های جزایر آهن تکرار شده است.


از اسطوره تا متن: رنلی و استنیس براتیون به‌مثابه تجسدهای مدرن

مارتین این کهن‌الگو را در داستان اصلی نیز به کار گرفته است. رنلی براتیون در کتاب‌ها زرهی کاملاً سبز و کلاه‌خودی با شاخ‌های بلند بر سر دارد – آشکارا تداعی‌گر گارت سبزدست (پادشاه تابستان). پس از آن‌که استنیس او را به قتل می‌رساند، دفعه بعد که او را می‌بینیم، لباسی خاکستری بر تن دارد، ده سال پیرتر به نظر می‌رسد و استخوان‌هایش از زیر پوست نمایان است. در توصیف آمده: «چشمانش همچون گودال‌هایی آبی در فرورفتگی‌های عمیق صورتش گم شده بودند و فرم یک جمجمه را می‌شد زیر چهره‌اش دید.»

این دگرگونی دقیقاً همان نفرین خویشاوندکشی است که پادشاه خاکستری را به موجودی جنازه‌وار تبدیل کرد.


شاه شب، کلاغ سه‌چشم و اولین شب طولانی

اما مهم‌ترین پرسش این است: این اسطوره چه ارتباطی با پایان سریال و پادشاهی برن استارک دارد؟

در سریال، فرزندان جنگل با فرو کردن خنجری از جنس شیشه اژدها در سینه یکی از نخستین انسان‌ها، شاه شب را خلق می‌کنند. طبق نظریه مطرح‌شده، این انسان احتمالاً همان گارت سبزدست نبوده، اما فرایند دگرگونی مشابه است. شاه شب نیز چون پادشاه خاکستری، تجسد زمستان، مرگ و سرما است.

از سوی دیگر، کلاغ سه‌چشم در سریال عنوانی است که به یک آگاهی جمعی اشاره دارد. برن استارک به‌عنوان جدیدترین کلاغ سه‌چشم، به خاطرات و دانش همه کلاغ‌های پیشین – از جمله گارت سبزدست – دسترسی دارد. همین موضوع توضیح می‌دهد که چرا برن می‌دانست شاه شب شخصاً به سراغ او خواهد آمد: او خصومت کهن میان نخستین کلاغ سه‌چشم و شاه شب را به یاد می‌آورد.


پادشاه ماهیگیر، برن مقدس و «پادشاه گذشته و آینده»

در اسطوره‌شناسی آرتوری، شخصیتی به نام «پادشاه ماهیگیر» وجود دارد که سلامت او با سلامت سرزمینش پیوندی مستقیم دارد. هنگامی که سِر بالین (یکی از همان برادران دوقلوی نفرین‌شده) بی‌قصد او را زخمی می‌کند، سرزمین به خشکی و بی‌حاصل‌زدگی دچار می‌شود.

پژوهشگران معتقدند الهام‌بخش پادشاه ماهیگیر، شخصیتی سلتی به نام «برن مقدس» است – و «برن» در زبان سلتی به معنای «زاغ» یا «کلاغ» است. برن استارک نیز در آغاز داستان از بلندی سقوط می‌کند، پاهایش فلج می‌شود و در همان وضعیت کماگونه با کلاغ سه‌چشم تماس پیدا می‌کند. نخستین کارش پس از بیداری، نام‌گذاری گرگش به «سامر» (تابستان) است.

مارتین پیش از نوشتن «بازی تاج‌وتخت» مشغول کار روی رمانی به نام «آوالون» (جزیره افسانه‌ای شاه آرتور) بود و یکی از کتاب‌های موردعلاقه‌اش «پادشاه گذشته و آینده» نوشته تی.اچ. وایت است. این عبارت دقیقاً توصیف‌کننده برن استارک در پایان سریال است: پادشاهی که حافظه تمام پادشاهان پیشین را در خود دارد و قرار است در زمان نیاز بازگردد.


پایان‌بندی؛ بازگشت پادشاه تابستان و نظم دوباره فصل‌ها

آنچه مارتین احتمالاً برای برن استارک در کتاب‌ها در نظر دارد، صرفاً «پادشاه کردن» او نیست، بلکه بازگرداندن سرزمین به «نخستین پادشاه» خود است. این پایان درباره بازسازی و ترمیم گناه نخستین (قتل گارت سبزدست به دست برادرش) و بازگرداندن چرخه فصل‌ها به نظم طبیعی است.

در دنیای وستروس، فصل‌ها بی‌نظم و غیرقابل‌پیش‌بینی هستند – گاهی یک زمستان چندین سال طول می‌کشد. مارتین خود در مصاحبه‌ای تأیید کرده که این بی‌نظمی منشأیی جادویی دارد و نتیجه رویدادی باستانی است. آن رویداد، به احتمال زیاد، همان اولین شب طولانی و قتل گارت سبزدست (پادشاه تابستان) به دست برادرش (پادشاه زمستان) است.

بنابراین، پادشاهی برن استارک در پایان – در قامت یک سبزبین پیوندخورده با ویروودها – چیزی جز بازگشت پادشاه تابستان نیست. رابرت براتیون در آغاز داستان با آن مونولوگ معروف درباره گرمای جنوب، میوه‌های رسیده و دخترانی که در رودخانه شنا می‌کنند، تجسدی از همین پادشاه تابستان بود. داستان با مرگ او و پایان تابستان آغاز شد، از دل پاییز و زمستان عبور کرد و در «رویای بهار» با بازگشت برن استارک به‌عنوان جدیدترین تجسد پادشاه تابستان، چرخه به نقطه آغازین خود بازمی‌گردد.


پادشاهی برن استارک در پایان «بازی تاج‌وتخت» که در سریال به‌دلیل شتاب در فصل پایانی بی‌پشتوانه به نظر می‌رسید، در کتاب‌های جرج آر. آر. مارتین ریشه در لایه‌هایی عمیق از اسطوره‌شناسی سلتی، افسانه‌های آرتوری و تم محوری خویشاوندکشی دارد. برن به‌عنوان «پادشاه گذشته و آینده»، حافظه تمام کلاغ‌های سه‌چشم پیشین (از جمله گارت سبزدست) را در خود جمع کرده و قرار است با بازگرداندن چرخه فصل‌ها به نظم طبیعی، گناه نخستین برادرکشی را ترمیم کند. این پایان، نه یک تصمیم تصادفی، بلکه بازگشت به ریشه‌ها و تکمیل یک چرخه اسطوره‌ای است.

خروج از نسخه موبایل