در جشنواره ترایبکا ۲۰۲۶، مارتین اسکورسیزی، رابرت دنیرو، جودی فاستر و پل شریدر گرد هم آمدند تا پنجاهمین سالگرد فیلم تحسینشده «راننده تاکسی» را گرامی بدارند. نمایش ویژه فیلم با استقبال گسترده مخاطبان همراه بود و صف طولانی تماشاگران نشان از تداوم تأثیر و جایگاه تاریخی این اثر داشت.
شرکتکنندگان در جلسه پیش از نمایش درباره علت ماندگاری فیلم بحث کردند و نقطهاشتراک این گفتگوها حس جهانی تنهایی بود. اسکورسیزی با ذکر خاطرهای از مواجههاش با تماشاگران در پکن گفت که حتی جوانان دور از نیویورک نیز با موضوع تنهایی شخصیت تراویس بیکل ارتباط برقرار میکنند. او تنهایی و ناتوانی در برقراری ارتباط را عاملی دانست که فیلم را برای نسلها قابلفهم نگه داشته است.
رابرت دنیرو نیز پایانناپذیری ارتباط مخاطبان با تراویس را با اشاره به پساکرونایی و جداشدن افراد درون دنیای خودشان توضیح داد. جودی فاستر اضافه کرد که جذابیت تراویس در این است که او تصویری مبهم از معنا و تعلق نشان میدهد بدون اینکه خود را بشناسد؛ این نقص انسانی، سقوط تراویس را برای مخاطب جذاب و تماشایی میسازد.
پل شریدر، فیلمنامهنویس، از تیرگی و تراشندگی متن گفت: «هر صفحه مانند تیغ بود» و افزود که این نثری تیز و تند نیاز به دقت داشت. اسکورسیزی نیز تأکید کرد که تاثیر ادبیات روسی و آثار داستایوفسکی در روایت شخصیت تراویس برای او مشهود بود و همین شناخت به اجرای قوی شخصیت کمک کرد.
اسکورسیزی خاطراتی از فضای دهه ۱۹۷۰ نیویورک و احساس «شهر در حال فروپاشی» را بهعنوان منبع انرژی تاریک فیلم بازگو کرد و آن تصویر نمادین تاکسی زرد را «طاق ناامیدی» خواند. جودی فاستر نیز از فضای کاری خاص روزهای فیلمبرداری گفت؛ تجربهای که برای او، بهعنوان یک بازیگر کودک، در کنار دنیرو آموزنده و تحولآفرین بود. دنیرو نقش مربیگری خود را برای فاستر به یاد آورد و تاثیر آن در شکلگیری او بهعنوان بازیگر را توصیف کرد.
بحث درباره صحنه مشهور «با من حرف میزنی؟» نیز گرما گرفت؛ پل شریدر گفت جمله یادشده در فیلمنامه اولیه نبود و بیشتر بر بازیگری و آزادی اجرای دنیرو متکی بود. دنیرو و اسکورسیزی هر دو توضیح دادند که آن دیالوگ و اجرا در روند فیلمبرداری شکل گرفت و تبدیل به یکی از نمادینترین لحظات سینمای معاصر شد.
پنجاه سال پس از اکران، «راننده تاکسی» همچنان با موضوعاتی چون تنهایی، فروپاشی هویت و شهرآشوبی ارتباط برقرار میکند و نمایش در ترایبکا ۲۰۲۶ گواهی بر آن است که این فیلم هنوز برای مخاطبان امروز ملموس و نگرانکننده باقی مانده است.

