تهران — انتشار تصاویر لباس طلا گلزار، مانکن ایرانی حاضر در فرش قرمز جشنواره فیلم کن، یک موج واکنش در شبکههای اجتماعی ایران بهراه انداخت و بحثی فراگیر را درباره مرز میان بیان هنری، نمایش همدردی و «کالاییشدن» رنج ملی بهوجود آورد.
عکسهای منتشرشده چهره این مدل را در لباسی مشکی مخمل با جزئیات قرمز نشان میدادند. خود طلا گلزار در توضیحی نوشت که نام اثر «سوگ» است و هدف از طراحی، ادای احترام به «قلبهای داغدار» و بازنمایی غم جمعی ناشی از وقایع اخیر عنوان شده است. انتشار این بیانیه با واکنشهای مثبت کاربران و هشتگهای حمایتی همراه شد، اما همزمان گروهی از کاربران و تحلیلگران فضای مجازی این اقدام را نمونهای از «تجاریسازی تروما» و استفاده ابزاری از درد جمعی دانستند.
نقدها و نگرانیها — منتقدان میگویند در فضای رسانهای جهانی، رنج و تراژدی جوامع حاشیهای اغلب در قالبی زیبا و قابلفروش عرضه میشود که از بار خشن واقعیت میکاهد و به تولید سوژههای بصری برای برندها، فستیوالها و رسانههای غربی میانجامد. به گفته این گروه، چنین بازنماییهایی ممکن است موجب «غصب عاملیت» شوند؛ یعنی تصویر یک ملت تنها در قالب قربانیِ مظلوم تقلیل یابد و ابعاد دیگر هویت، مقاومت و تحلیل سیاسی آن جامعه نادیده بماند.
سیاست رسانهای و اقتصاد توجه — برخی صاحبنظران رسانهای این پدیده را حاصل ساختارهای اقتصاد توجه و مناسبات روابط عمومی در صنعت فرهنگ میدانند؛ جایی که کلیک، لایک و امتیاز اخلاقی برای میزبانان رویدادها به کالایی تبدیل میشود. در این چارچوب، استقبال جشنوارهها و پوشش رسانهای از آثار دارای بار تراژیک میتواند برای آنها پرستیژ و چهرهای انساندوستانه فراهم آورد، در حالی که دستاندرکاران اصلی تلخکامیها و سیاستهای مسبب بحرانها مورد چالش قرار نگیرند.
پیشنهادها برای مواجهه — تحلیلگران و فعالان فرهنگی که به این مسئله اعتراض کردهاند، بر چند اقدام تأکید میکنند: تقویت سواد رسانهای جامعه برای تفکیک همدردی واقعی از بهرهبرداری تبلیغاتی، تلاش رسانههای داخلی و پلتفرمهای فرهنگی برای پرداختن به ریشههای مشکلات بهجای نمادسازی صرف، و حمایت از آثاری که با حفظ کرامت و پیچیدگیهای انسانی، به تحلیل و اعتراض اجتماعی میپردازند.
پاسخ فعالان و هنرمندان — در مقابل، برخی هنرمندان و حامیان این گونه بازنماییها استدلال میکنند که هنر عرصهای برای بیان عاطفی و همدلی است و نمایش درد جمعی در فضاهای بینالمللی میتواند به دیدهشدن معضلات و جلب توجه جهانی منجر شود. آنها میگویند چنین اجراهایی میتواند مکانیسمی برای طرح مسائل انسانی و ایجاد همبستگی باشد، بهشرطی که با آگاهی و احترام به قربانیان همراه باشد.
نتیجهگیری خبری — انتشار این تصویر و موج واکنشها نشان میدهد که مرز میان بیان هنری، فعالگری نمادین و بهرهبرداری تجاری از رنج جمعی موضوعی پیچیده و محل جدال است. در حالی که برخی آن را ابزاری برای جلب توجه و همدلی میدانند، دیگران آن را نمونهای از صنعتی میشمرند که ترومای جمعی را به کالایی تبدیل میکند؛ بحثی که احتمالاً در شبکههای اجتماعی و محافل فرهنگی ادامه خواهد یافت.

