نماد سایت رسانه صدای جشنواره | جشنواره | اخبار جشنواره ها | فراخوان جشنواره | اخبار جشنواره | فراخوان جشنواره ها | اخبار سینما | اخبار تئاتر | اخبار هنر | فراخوان هنری

بازگشت اسپیلبرگ به علم‌تخیلی؛ «روز افشاگری» و معمای حقیقت پنهان

استیون اسپیلبرگ، کارگردان افسانه‌ای هالیوود، با فیلم جدیدش «روز افشاگری» (Disclosure Day) پس از سال‌ها به ژانر علمی-تخیلی بازگشته است؛ بازگشتی که به گفته منتقدان، بیش از آنکه تکرار گذشته باشد، بازخوانی دغدغه‌های دیرینه او در جهانی است که حقیقت بیش از هر زمان دیگری زیر سایه اطلاعات، رسانه و قدرت قرار گرفته است.

این فیلم که از ایده افشای حقیقت درباره حیات فرازمینی آغاز می‌شود، در نهایت به اثری درباره ترس، ایمان، قدرت و مسئولیت انسان تبدیل می‌شود. اسپیلبرگ در این اثر، مانند همیشه، نه به فناوری‌های خیره‌کننده، که به واکنش انسان در برابر ناشناخته‌ها می‌پردازد. داستان از خود اسپیلبرگ است و دیوید کپ، همکار قدیمی او، فیلمنامه‌ای کلاسیک و پرتعلیق نوشته است که شخصیت‌ها را بر جلوه‌های ویژه برتری می‌دهد.

سبک کلاسیک در عصر هیاهوی بصری

برخلاف بسیاری از بلاک‌باسترهای امروز که هیجان را در تدوین‌های شتاب‌زده و جلوه‌های بصری جست‌وجو می‌کنند، اسپیلبرگ همچنان به حرکت دوربین، سکوت، قاب‌بندی و طراحی دقیق صدا اعتماد دارد. فیلم‌برداری یانوش کامینسکی، همکار همیشگی او، با قاب‌های وسیع و نورهای طبیعی، فضای رازآلود فیلم را تقویت می‌کند. موسیقی جان ویلیامز نیز در یکی از واپسین همکاری‌هایش با اسپیلبرگ، به‌جای تحمیل احساسات، در خدمت روایت قرار می‌گیرد.

بازیگری که فیلم را بر دوش می‌کشد

امیلی بلانت در نقش مارگارت فیرچایلد، هواشناسی با گذشته‌ای در روزنامه‌نگاری، یکی از پخته‌ترین بازی‌های سال‌های اخیر خود را ارائه می‌دهد. او احساسات شخصیت را نه با دیالوگ‌های پرشمار، بلکه با سکوت، نگاه و مکث‌های سنجیده منتقل می‌کند. جاش اوکانر نیز در نقش یک متخصص امنیت سایبری، تصویری متفاوت از یک قهرمان ارائه می‌دهد؛ نه یک نابغه شکست‌ناپذیر، بلکه انسانی مضطرب، آسیب‌پذیر و مردد. شیمی میان این دو بازیگر، مهم‌ترین نقطه قوت فیلم است. کالین فرث و کلمن دومینگو نیز در نقش‌های مکمل، به استحکام جهان دراماتیک فیلم کمک کرده‌اند.

کاستی‌ها؛ ریتم نامتوازن و گره‌های ساده

«روز افشاگری» اثری بی‌نقص نیست. مهم‌ترین ضعف آن، ریتم نامتوازن بخش میانی است که در پرداخت شخصیت‌ها چنان مکث می‌کند که از شتاب روایت کاسته می‌شود. همچنین برخی گره‌های داستانی ساده‌تر از آنچه انتظار می‌رود گشوده می‌شوند. با این حال، بزرگ‌ترین دستاورد فیلم این است که در عصر سلطه جلوه‌های ویژه، همچنان به انسان ایمان دارد.

فراتر از سینما؛ پرسش‌هایی درباره قدرت و حقیقت

اما «روز افشاگری» فراتر از یک اثر سینمایی، پرسش‌های بنیادینی را درباره نسبت دولت‌ها با حقیقت و نقش آن‌ها در پنهان‌سازی اطلاعات مطرح می‌کند. آیا دولت‌ها از وجود موجودات فرازمینی آگاهی دارند و انگیزه آن‌ها برای پنهان‌کاری چیست؟ آیا جهان همچنان ظرفیت مواجهه با این حقیقت را ندارد؟ یا این که دولت‌ها از این موجودات به‌عنوان ابزاری علیه بشریت استفاده خواهند کرد؟

کارشناسان علوم سیاسی و ارتباطات معتقدند که این پرسش‌ها، گرچه در بستری علمی-تخیلی مطرح شده‌اند، اما ریشه در واقعیت‌های جهان معاصر دارند. پنهان‌کاری دولت‌ها در حوزه‌های مختلف، از اطلاعات هسته‌ای تا داده‌های زیستی و نظامی، نشان‌دهنده الگویی تکراری در مواجهه با حقیقت است.

نقش مذهب و اخلاق در مواجهه با ناشناخته‌ها

برخی از فیلسوفان و جامعه‌شناسان بر این باورند که مذهب و نظام‌های اخلاقی می‌توانند چارچوبی برای مواجهه با این پرسش‌ها ارائه دهند. با این حال، سؤال اساسی آن است که آیا این نظام‌ها توانایی پاسخگویی به چالش‌های متافیزیکی و سیاسی ناشی از افشای چنین حقایقی را دارند؟ اسپیلبرگ در فیلمش، این پرسش را بی‌پاسخ می‌گذارد و مخاطب را به تأمل درباره حقیقت، ایمان و جایگاه انسان در جهان فرا می‌خواند.

جمع‌بندی

«روز افشاگری» شاید در کنار شاهکارهایی چون «برخورد نزدیک از نوع سوم» و «ای.تی.» قرار نگیرد، اما بی‌تردید یکی از پخته‌ترین آثار متأخر اسپیلبرگ است؛ فیلمی که به‌جای تکیه بر هیاهوی بصری، بر شخصیت‌پردازی، تعلیق روان‌شناختی و تأمل فلسفی استوار است. پایان‌بندی ابهام‌آمیز فیلم، پاسخ قطعی نمی‌دهد، بلکه مخاطب را وادار می‌کند همچنان درباره حقیقت و قدرت بیندیشد.


نظر شما چیست؟
آیا دولت‌ها حق دارند اطلاعات مرتبط با موجودات فرازمینی را از مردم پنهان کنند؟ یا این پنهان‌کاری، بخشی از الگویی بزرگ‌تر در انحصار حقیقت توسط قدرت است؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

خروج از نسخه موبایل