فیلم «خانه ارواح» به کارگردانی کیارش اسدیزاده، نمونهای است که نشان میدهد در حوزه ژانر کمدی-وحشت در سینمای ایران هنوز ظرفیتهای عظیم و دستنخوردهای وجود دارد. این اثر، سعی دارد با تلفیق عناصر طنز و ترس، یک روایت متفاوت و در عین حال جذاب ارائه دهد، اما متأسفانه در مسیر ساخت و اجرا، به دلایل مختلف از جمله ضعف در ساختار روایت و شخصیتپردازی، نتوانسته به درستی جایگاه خود را در سینما تثبیت کند.
در حالی که تاریخچه ژانر کمدی-وحشت در سینمای جهان نشان میدهد که این دو عنصر توانستهاند در کنار یکدیگر، آثار ماندگاری خلق کنند، در ایران به رغم پتانسیلهای بالا، هنوز نمونههای موفق کم دیده میشوند. «خانه ارواح» پس از پنج سال توقیف، سرانجام در سال ۱۴۰۴ در رسانهها و سینماهای کشور به نمایش درآمد و توفیق نسبی در جذب تماشاگر و نقدهای مثبت و منفی به دست آورد.
ساختار فیلم بر محور داستان خانوادهای در دهه ۳۰ است که پس از مدتی انزوای تاریخی، در بحبوحه جنگ، وارد یک خانه متروکه میشوند و موجودات و رویدادهای فراطبیعی، همزمان با وقایع تاریخی، فضا را پرمیکند. این خانه، در کنار ماهیت ترسناک، با طراحی صحنه مینیمال و نورپردازی سرد، حس وهمآلود بودن داستان را تقویت میکند. در این میان، بازی بازیگران چون نازنین بیاتی، پژمان جمشیدی و کاظم سیاحی، با وجود نقاط قوت، در حد تیپ باقی مانده و فرصت شخصیتپردازی عمیقتر را از دست داده است.
تلاشهای فنی و شکلگیری فضای بصری مناسب، نمونهای است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ اما حرکت محدود دوربین و تدوین کند، از جذابیت بصری و روایی اثر کاسته است. موسیقی فیلم نیز تنها تزیین کنندههای معمول است که نقش تعاملی با فضای ترسناک یا طنز را به خوبی ایفا نمیکند.
در کنار ضعفهای فنی، فیلم به سمت بازخوانی تاریخی نمیرود، بلکه بیشتر بر نمادهای سطحی و کلیشهای تمرکز دارد؛ این موضوع نشان میدهد که فرصت استفاده مؤثر از ظرفیتهای تاریخی برای تحلیلهای اجتماعی و سیاسی به خوبی مغفول مانده است. استفاده از ارواح و عناصر فراطبیعی در کنار تاریخ، میتوانست به تولید دیالوگها و پیامهای چندلایه منجر شود، اما اجرا و رویکرد ساختاری، از این پتانسیل بهرهبرداری کافی نداشت.
در نهایت، «خانه ارواح» میتواند به عنوان نمونهای از پروژههایی باشد که اگر در مرحله فیلمنامهنویسی، شخصیتپردازی و رعایت ریتم، بیشتر توجه میشد، میتوانست اثر ماندگاری در ژانرهای غیراجرا و تلفیقی باشد. فرصتهایی که شاید در آینده با تمرکز بر اصلاح ساختاری و فنی، بتوان مجدد آنها را به کار گرفت و از ظرفیتهای هنوز بالقوه این ژانر در سینمای ایران بهره برد.

