جهت ثبت رویداد فقط از طریق تلگرام آی دی Media_manageer  اقدام فرمایید

ثبت رویداد
تبلیغ1
تبلیغ3
اخبار ادبیات

شاه نعمت‌الله ولی؛ عارفی شاعر در امتداد مولانا

نگاهی به کتاب «تحقیق در احوال و نقد آثار و افکار شاه نعمت‌الله ولی»

تبلیغ4
تبلیغ5

شاه نعمت‌الله ولی، که در تاریخ عرفان و ادبیات ایران بیشتر با پیشگویی‌های منسوب به او شهرت یافته، در واقع شاعری صاحب‌سبک، دلبسته به سنت شعر عرفانی فارسی و عمیقاً متأثر از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی بوده است. این تصویر تازه‌ای است که کتاب «تحقیق در احوال و نقد آثار و افکار شاه نعمت‌الله ولی» به قلم دکتر حمید فرزام، از چهره‌ای که معمولاً در روایت‌های عامه با قصیده‌های پیشگویانه شناخته می‌شود، ترسیم می‌کند.

این کتاب که توسط انتشارات سروش منتشر شده، نه تنها به بررسی شعر شاه نعمت‌الله می‌پردازد، بلکه خواننده را با گوشه‌هایی از اندیشه‌های عرفانی، تأثیرپذیری‌های ادبی و نگاه مذهبی او نیز آشنا می‌سازد. بر اساس این اثر، شاه نعمت‌الله ولی پیش از هر چیز شاعری عارف در ادامه نغمه‌های مولاناست که از ابوسعید ابوالخیر، سنایی، عطار نیشابوری و فخرالدین عراقی نیز با احترام یاد کرده و به موضوع مهدویت توجهی ویژه داشته است.

تأثیرپذیری عمیق از مولانا؛ شرحی عرفانی بر غزلی مشهور

نویسنده در این کتاب تأکید دارد که شاه نعمت‌الله ولی در غزل‌سرایی بیش از همه شاعران متصوف، به مولانا توجه داشته است. فرزام می‌نویسد: «شاه نعمت‌الله ولی در موارد بسیار از سر وجد و حال، اشعار نغز و لطیفی به سبک و شیوه غزلیات شورانگیز و آتشین مولانا سروده و بعضی از ترکیبات و الفاظ و مفاهیم عرفانی او را عیناً در سخن خود آورده و چند غزل او را نیز پاسخ گفته است.»

یکی از روش‌ترین نمونه‌های این تأثیرپذیری، شرح عرفانی منظوم و منثوری است که شاه نعمت‌الله بر غزل معروف مولانا با مطلع «داد جاروبی به دستم آن نگار / گفت کز دریا برانگیزان غبار» سروده است. مولانا در ادامه این غزل می‌گوید: «آب و آتش گشت و جاروبم بسوخت / گفت کز آتش تو جاروبی برآر» و شاه نعمت‌الله در قصیده خود، معنای درونی این نمادها را چنین تفسیر می‌کند: «عقل جارویت، نگار آن پیر کار / باطنت دریا و هستی چون غبار – آتش عشقش چو سوزد عقل را / باز جارویی ز عشق آید به کار.»

تبلیغ17

این شرح نشان می‌دهد که شاه نعمت‌الله نه تنها از صورت شعر مولانا تقلید کرده، بلکه کوشیده است لایه‌های معنایی نمادهای عرفانی او را بازگوید و با زبان و نگاه خود به مخاطب منتقل کند.

تبلیغ4 vid

ارادت به ابوسعید، سنایی، عطار و فخرالدین عراقی

تبلیغ20

کتاب فرزام همچنین به ارادت شاه نعمت‌الله به دیگر بزرگان عرفان و ادب فارسی اشاره دارد. ابوسعید ابوالخیر که به ذوق، حال و میانه‌روی در تصوف شهرت داشت، نزد شاه ولی منزلتی رفیع داشته و در آثار او با احترام یاد شده است. سنایی نیز از دیگر شاعرانی است که شاه نعمت‌الله به او اخلاص داشته و در یکی از غزل‌های خود، از سنایی و ابوعلی سینا چنین یاد کرده است: «گر سنایی سوی غزنی می‌رود / بوعلی سینا به سینا مایل است.»

تبلیغ21

شاه نعمت‌الله در رباعی‌ای نیز از عطار نیشابوری و فخرالدین عراقی به نیکی نام برده و مرگ یا رفتن یک عارف را به معنای نابودی حقیقت عرفان ندانسته است: «گر قطره نماند، آب باقی باشد / ور کوزه شکست، بحر ساقی باشد – عطار به صورت از خراسان گر رفت / آمد عوضش شیخ عراقی باشد.» این ابیات نشان می‌دهد که او سیر عرفان را پویا و ادامه‌دار می‌دیده است.

تبلیغ22

توجه ویژه به مهدویت و قصیده‌ای که دستخوش تحریف شد

تبلیغ23

بخش دیگر کتاب به جایگاه مهدی موعود در اندیشه و آثار شاه نعمت‌الله ولی اختصاص دارد. فرزام می‌نویسد شاه نعمت‌الله علاوه بر قصیده مشهور «قدرت کردگار می‌بینم / حالت روزگار می‌بینم» که درباره ظهور قائم آل محمد سروده شده، در اشعار و رساله‌های دیگر خود نیز به مناسبت از مهدی و نشانه‌های ظهور یاد کرده است. از جمله در قصیده‌ای با مطلع «در دو عالم چون یکی دارنده اشیا بود» می‌گوید: «چون به برج خویش آیند این زمان آن هفت شاه / آشکارا گردد آن مهدی که هادی ما بود.» همچنین در ترجیع‌بندی در مدح امیرالمؤمنین آورده است: «هادیی کز نسل او مهدی هویدا می‌شود / شاید ار گویند او را اهل حق نور هدی.» افزون بر این، شاه نعمت‌الله رساله‌ای جامع به نام «مهدیه» درباره ظهور مهدی منتظر نوشته است.

تبلیغ24

نکته مهمی که فرزام به آن اشاره می‌کند، تحریف و تصحیف گسترده قصیده «قدرت کردگار می‌بینم» در طول قرن‌هاست. او می‌نویسد: «این قصیده در کلیه نسخ چاپی دیوان شاه ولی و نیز در نسخ خطی آستان قدس رضوی موجود است … ولی افسوس که در طول چند قرن دستخوش تحریف و تصحیف و کسر و اضافه فراوان گردیده و به کلی مسخ شده است؛ زیرا برخی از فرق و احزاب بنا به امیال و اغراض خصوصی، از دخل و تصرف ناروا در قصیده مزبور خودداری نکرده‌اند، تا آنجا که بازشناختن ابیات اصلی و تشخیص صحیح از سقیم و سره از ناسره در این قصیده کاری بس دشوار است.»

ادوارد براون، خاورشناس انگلیسی، نیز در این باره نوشته است: «اشعار خاص شاه نعمت‌الله ولی که نماینده سبک و روش اوست، اگرچه معدودی بیش نیست، همان است که در اشاره به حوادث آینده به غیب‌گویی سروده و هنوز دارای بسط و شهرت بسیار است. غالب ایرانیان، حتی طبقاتی که به دراویش نعمت‌اللهی منتسب نیستند، نیز به آن اشعار استناد می‌کنند.»

کتابی برای شناخت چهره‌ای فراتر از پیشگویی‌ها

کتاب دکتر حمید فرزام، خواننده را به عبور از شهرت عامه و بازگشت به متن آثار، نسخه‌های معتبر و پژوهش‌های مستند دعوت می‌کند. شاه نعمت‌الله ولی، پیش از آنکه یک غیب‌گو یا پیشگو باشد، شاعری عارف، آشنا با میراث ادبی و عرفانی ایران و دلبسته به بزرگانی چون مولانا، ابوسعید، سنایی، عطار و فخرالدین عراقی است. پیوند او با مولانا، که در شرح عرفانی غزل «داد جاروبی» تجلی یافته، از عمق ارادت و فهم دقیق او از معارف مولوی حکایت دارد.

این کتاب نشان می‌دهد که شناخت واقعی شاه نعمت‌الله ولی مستلزم تفکیک میان چهره تاریخی و ادبی او با روایت‌های بعدی و گاه تحریف‌شده‌ای است که در طول زمان بر آن افزوده شده است. اثری که می‌تواند برای پژوهشگران ادبیات عرفانی، تاریخ تصوف و علاقه‌مندان به میراث معنوی ایران، دریچه‌ای تازه به جهان اندیشه و شعر این عارف نامدار بگشاید.

تبلیغ6
تبلیغ7

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغ8
دکمه بازگشت به بالا