مجموعه شعر «برگی از جنوب تنم» سروده یاسر زیدونی منتشر شد
شاعر جوان بوشهری: پیوند انسان و طبیعت آرزوی من است

کتاب «برگی از جنوب تنم»، دومین مجموعه شعر یاسر زیدونی، شاعر جوان و تجربهگرای جنوبی، در قالب شعر سپید و با طراحی جلد فرشید ابراهیمی و صفحهآرایی سپیده شیرکوه، توسط انتشارات «شنابا» در بهار ۱۴۰۵ منتشر شد.
زیدونی که اهل استان بوشهر است، در گفتوگویی، شکلگیری این مجموعه را با دغدغه دیرینه خود پیوند زد و گفت: «پیوند انسان و طبیعت همیشه آرزوی من بوده و تنها جایی که من به این مهم دست پیدا میکنم هنگام نوشتن است. دنیای درونی من عاری از هرگونه زشتی و پلیدیست؛ لذا همیشه دغدغهام این بوده که مخاطب را وارد دنیای درونی خود کنم و او را از لذت دنیای تازهی وجودی بهرهمند کنم».
شاعر با اشاره به جهانبینی شاعرانه و صمیمیت با خواننده، فرآیند خلق شعر را نظارهگری از پشت پنجره توصیف کرد: «در هنگام نوشتن من در مقام یک بیننده در پشت پنجرهی اتاقم مینشینم و همه چیز را به دقت از نظر میگذرانم و مخاطب را به کنکاش و جستجو در چیستی پدیدهها که از زبان طبیعت بیان میشود فرا میخوانم؛ بنابراین هرگاه نیاز به دیدن و گفتن باشد، دست به قلم میشوم».
وی در تبیین نام این مجموعه گفت: «برگی از جنوب تنم»، ادای دینی نسبت به زیستبوم زندگی شاعر است. وطن در اصل تن شاعر و برگ استعاره از خود اوست؛ بنابراین نام این مجموعه روایتگر اتمسفر اندیشه، سپهر ذهنی و اقلیم زیستی شاعر است.
زیدونی در پاسخ به این پرسش که در شعر به دنبال کدام جانب روشن است، با اشاره به جایگاه شعر در زیبایی جهان، گفت: «به تعبیر دکتر جلال ستاری اگر شعر نبود جهان این همه زیبایی نداشت. در واقع بخش اعظمی از زیباییهای جهان، حاصل باریکاندیشی و نگاه هستیشناسانه خیام، حافظ، سعدی، نیما، سپهری، فروغ و آتشی و دهها شاعر تجربهگرای معاصر است. لذا بنده نیز تمام تلاشم بر اینست با هر شعر خودم را مجاب کنم و خواننده را در درک و دریافتهایم از شگفتانههای طبیعت شریک کنم».
غلامرضا ابراهیمی، شاعر و منتقد بوشهری، در گفتوگو با مهر ضمن ابراز خرسندی از انتشار این مجموعه، آن را اثری برجسته از شاعری جوان و آیندهدار دانست و گفت: «زیدونی شاعری است که در کمرکش سلسله جبال رفیع شعر امروز، از چشمهی زلال شعر نیما نوشیده و سرمست شده و چشم به “قلههای پا به ماه” دوخته است».
ابراهیمی با اشاره به ویژگیهای این کتاب افزود: «هنجارگریزی، آنات شاعرانه، بهرهگیری از عنصر روایت، آشناییزدایی، اقلیمگرایی، ساختارشکنی و نزدیکی به زبان گفتار از جمله مولفههایی است که به این مجموعه طعم و رنگ دلپذیری بخشیده است.» وی همچنین ساختار شعر زیدونی را با تخیل پهناور و دلالتهای شاعرانه گره خورده دانست که فضایی سوررئالیستی دارد و «بنمایههای عاشقانه، طبیعتگرایی و شوق هستیشناسی» را سه عنصر بنیادین این مجموعه برشمرد.



