جهت ثبت رویداد فقط از طریق تلگرام آی دی Media_manageer  اقدام فرمایید

ثبت رویداد
تبلیغ1
تبلیغ3
اخبار فیلم و سینما

رامین شهبازی از سینمای جنگ گفت؛

تبلیغ4
تبلیغ5

یک سال از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد؛ جنگی که ۱۲ روز به طول انجامید و دستمایه ساخت تعدادی فیلم کوتاه، مستند و بلند سینمایی شد. از میان آثار تولیدشده، فیلمهای سینمایی همچون «نیمشب»، «سقف»، «قمارباز» و «کافه سلطان» در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدند و با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان و مخاطبان روبهرو شدند.

این فیلمها که با حمایت نهادهای دولتی ساخته شدهاند، عمدتاً به دلیل کیفیت پایین و عدم اقبال عمومی مورد نقد قرار گرفتهاند. حالا با وقوع جنگ دوم (جنگ ۴۰ روزه)، بار دیگر طرحهایی برای ساخت فیلمهای جدید ارائه شده است که احتمالاً در رویدادهای سینمایی آینده رونمایی خواهند شد.

رامتین شهبازی، منتقد سینما، در گفتوگو با ایسنا به ارزیابی آثار ساختهشده از جنگ یک سال پیش پرداخته و پرسش اساسی مطرح شده این است: آیا میتوان از این رویدادهای تاریخی، فیلمی ماندگار برای سینمای ایران خلق کرد؟

۱. زمان لازم برای خلق اثر ماندگار

شهبازی تأکید میکند: “انتظار تولید اثر ماندگار در بحبوحه جنگ و حتی در فاصله کمی از پایان آن، انتظاری نابجاست. آنچه در این دوران ساخته میشود بیشتر برای همان مقطع زمانی کاربرد دارد.”

تبلیغ17

به اعتقاد این مدرس سینما، برای خلق اثری ماندگار از یک واقعه تاریخی، حداقل ۱۰ تا ۱۵ سال زمان نیاز است تا اطلاعات طبقهبندیشده آزاد شوند و نگاه همهجانبهگرایانهای به ماجرا شکل بگیرد. او به تجربه جنگ هشتساله اشاره میکند که همچنان با گذشت دههها، فیلمهای جدید درباره آن اطلاعات تازهای ارائه میدهند.

تبلیغ4 vid

۲. تفاوت ثبت وقایع در جنگهای اخیر با گذشته

تبلیغ20

شهبازی با اشاره به تفاوت اساسی در ثبت تصاویر جنگ میگوید: “در جنگ هشتساله، رزمندگان موبایل نداشتند و فیلمبرداری نیازمند دوربینهای سنگین ۱۶ و ۳۵ میلیمتری بود. اما در جنگهای اخیر، هر شهروندی با تلفن همراه خود از انفجارها فیلم گرفته است؛ تصاویری خام که بیشتر یادگاری هستند تا فیلم.”

تبلیغ21

او معتقد است: “دوره فعلی، دوره هیجان و سرعت است و ساخت اثر ماندگار در چنین شرایطی منتفی است؛ بهویژه که جنگهای ۱۲ روزه و رمضان، جنگهای شهری تمامعیار بودند.”

تبلیغ22

۳. ضرورت فیلمسازی برای تابآوری

تبلیغ23

با وجود همه محدودیتها، شهبازی ساخت فیلم در زمان جنگ را ضروری میداند و میگوید: “ما به واسطه فیلم میتوانیم تابآوری مردم را بالا ببریم. سینما میتواند مفاهیمی مانند ایمان، اتحاد ملی و بازتعریف شهر را به تصویر بکشد.”

تبلیغ24

او به تأثیر جنگ بر نگاه مردم به شهر اشاره میکند: “آیا پیش از جنگ ۱۲ روزه، اینقدر دلمان برای جاهای مختلف شهر تنگ میشد؟ جنگ باعث میشود شهر را با نگاهی نوستالژیک و تازه ببینیم.”

۴. شعارزدگی؛ لازمه فیلمهای جنگی؟

این منتقد درباره شعارزدگی در فیلمهای جنگی میگوید: “فیلمهایی مثل «نیمشب» و «قمارباز» هر دو شعارزدگی دارند؛ یکی بیشتر و دیگری کمتر. اما این شعارزدگی در زمان جنگ نهتنها عیب نیست، بلکه ضرورت دارد، چون در دوره جنگ نمیتوان با مخاطبان خنثی طرف بود.”

شهبازی این دو فیلم را با وجود ایرادات، در زمان خود موفق میداند: “هرچند ممکن است چند سال بعد با دیدن آنها بگوییم چقدر بد بودند، اما در زمان اکران، بخشی از تابآوری و القائات هیجانی را منتقل کردهاند.”

۵. سینمای پروپاگاندا در مقابل سینمای دفاع مقدس

شهبازی دو نوع سینمای جنگ در ایران را از هم تفکیک میکند:

نوع اول؛ سینمای پروپاگاندا: فیلمهای اکشن جنگی مانند «مرز» (جمشید حیدری) و «عقابها» که در دهه ۶۰ ساخته شدند.

نوع دوم؛ سینمای دفاع مقدس: ژانری که از دل جنگ هشتساله بیرون آمد و فیلمسازانی مانند ابراهیم حاتمیکیا و رسول ملاقلیپور با شهود شخصی به خلق آثاری مانند «پرواز در شب»، «دیدهبان» و «مهاجر» پرداختند. او به مستندهای مرتضی آوینی نیز اشاره میکند که به مستند شاعرانه نزدیک هستند.

شهبازی تأکید میکند که ماهیت قهرمانان در دورههای مختلف تغییر کرده است: “امروز قهرمان ما دیگر یک فرد نیست؛ مردم قهرمان هستند؛ پیرزنها، پیرمردها، امدادگران و کودکانی که در برابر حملات مقاومت میکنند.”

۶. فیلم به مثابه سند تاریخی

یکی از مهمترین کارکردهای فیلمهای جنگی از نگاه شهبازی، نقش سند تاریخی آنهاست: “حتی یک فیلم ضعیف، لباس پوشیدن، حرکت کردن، احساسات و سبک زندگی مردم یک دوره را ثبت میکند. این فیلمها برای مطالعات مردمشناسی، فرهنگی و جامعهشناسی ارزشمندند.”

او در پایان ابراز امیدواری کرد: “طرحهای جدید برای ساخت فیلم درباره جنگ ۴۰ روزه، با طمأنینه و بهرهگیری از جلوههای ویژه امروز سینما ساخته شوند تا تصویری درست و واقعی از مردم و دفاع آنها نشان دهند؛ دفاعی که لزوماً با اسلحه در دست نیست، بلکه از دست دادن جان، ویرانی خانهها و تحمل هزینههاست.”

سینمای جنگ در ایران با چالشی اساسی روبه روست؛ چگونه میتوان بین تولید آثار فوری برای تقویت روحیه ملی و خلق آثاری ماندگار که برای نسلهای آینده ارزش هنری و تاریخی داشته باشند، تعادل برقرار کرد؟ تجربه نشان میدهد فیلمهای ماندگار از دل آرامش و تأمل برخاستهاند، اما در شرایط جنگی، فیلمها بهعنوان ابزاری برای همبستگی و تابآوری عمل میکنند. شاید پاسخ در پذیرش این دو کارکرد مجزا باشد؛ فیلمهایی برای امروز و فیلمهایی برای فردا.

تبلیغ6
تبلیغ7

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تبلیغ8
دکمه بازگشت به بالا