
رسول صدرعاملی، کارگردان سینما، در گفتوگو با خبرگزاری میزان، از عزم خود برای روایت روزهای دشوار وطن از دریچه نگاه کودک و نوجوان خبر داد و تأکید کرد که اولویت امروز جامعه، تأمین امنیت روانی برای نسلی است که با بحرانهای بیسابقهای دستوپنجه نرم میکند.
صدرعاملی که ساخت فیلمهای تأثیرگذاری چون «زیبا صدایم کن»، «من ترانه پانزده سال دارم» و «دختر شیرینی فروش» را در کارنامه دارد، در این مصاحبه با اشاره به اینکه «نوجوانان بدنه اصلی و سرنوشتساز جامعه هستند»، گفت که فیلمنامه آیندهاش هنوز شکل نهایی پیدا نکرده، اما آنچه اهمیت دارد «حدیث نفس صادقانهای» است که با مخاطب ارتباط برقرار کند.
وی با اشاره به شرایط خاص اجتماعی و جنگی اخیر، اظهار داشت که نوجوانان امروز دیگر دغدغههای ساده ندارند: «دغدغه آنها زنده ماندن است. آنها به دنبال حداقلهای زندگی، آرامش و یک احساس امنیت اولیه هستند تا بتوانند کتاب بخوانند، بنویسند و خلاق باشند، اما متأسفانه این امنیت حداقلی وجود ندارد.»
صدرعاملی با اشاره به اینکه نوجوانان در سراسر جنوب و دیگر شهرهای کشور که تاکنون درکی از جنگ نداشتند، با ترسی ناشناخته روبهرو هستند، تأکید کرد که جامعه باید مراقب آنها باشد و از برچسبزدن به واکنشهای مختلف آنها پرهیز کند: «ما نمیتوانیم توقع داشته باشیم همه این بچهها به یک شکل در برابر بحرانها واکنش نشان دهند. بخشی از جامعه شاید روحیه مبارزه داشته باشد، اما بخش قابلتوجهی از این نسل، حساسیتهای روحی خاصی دارند.»
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که چرا برخی فیلمهای اجتماعی روح مخاطب را آزار میدهند، گفت که فیلمها باید «دریچههای جدید آگاهی» را به روی مخاطب بگشایند و او را با شعارهای توخالی یا فضای تلخ پس نزنند. وی فیلم «زیبا صدایم کن» را نمونهای از آثاری دانست که توانسته با دنیای ذهنی نوجوانان و بزرگسالان ارتباط برقرار کند.
صدرعاملی درباره معیار اقتباس سینمایی از آثار ادبی نیز توضیح داد که «ارتباط جهان ذهنی من با جهان نویسنده» اصلیترین معیار اوست و اقتباس را صرفاً یک قرارداد تجاری نمیداند، بلکه آن را «جهان نویی» میخواند که قرار است در سینما دوباره خلق شود.
وی با تأکید بر اینکه «سینمای ایران باید به سمت ادبیات برود»، این امر را نه یک پیشنهاد که یک ضرورت دانست و خاطرنشان کرد که سینما صنعتی نیازمند سرمایه و متولی است و نمیتوان انتظار داشت نویسندهای در تنهایی خود، بار سنگین تولید و فروش را نیز بر دوش بکشد. صدرعاملی در پایان گفت که همچنان به دنبال کتابی جدید برای اقتباس است تا «جهان دیگری را با آن خلق کند».
نظر شما چیست؟
آیا سینمای ایران میتواند با اقتباس از ادبیات، پلی میان نسلها و شرایط بحرانی امروز ایجاد کند؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.



