
در طول تاریخ، معیارهای عجیب و غریب زیبایی، سلامت جسم و روان زنان را تحت تأثیر قرار داده است. انسان به زیبایی گرایش دارد، اما در بسیاری از دورهها، این گرایش به شکلهایی آزاردهنده و گاه خطرناک در قالب مدهای زیبایی و آرایشی تجلی یافته است.
در ایرلند باستان، پوست روشن و موهای طلایی معیار زیبایی بود، اما ناخنهای مرتب و قرمز رنگ نمادی از زیبایی و اصالت زنان محسوب میشد. در قرون وسطی و دوره رنسانس، پیشانی بلند و صورت گرد نشانه زیبایی بود و زنان به عمد موهای خود را به سمت بالا میکشیدند تا این جلوه را ایجاد کنند. در دوره رنسانس، شکم بزرگ و اندامی چاق نماد زنانگی و ثروت محسوب میشد و زنان تلاش میکردند با افزایش وزن، این معیار را تحقق بخشند.
در یونان و رم باستان، ابروهای پیوسته و کامل نشانه زیبایی بود و زنان برای دستیابی به این تیپ، ابروهای خود را اصلاح و به هم میپیوستند. در قرن ۲۰، چال گونهها نشانه زیبایی شناخته میشد و زنان برای دستیابی به این معیار، از روشهای مختلف استفاده میکردند. در برخی دورهها، دندانهای سیاه نشانه ثروت و مرفه بودن بود و زنان دندانهای خود را سیاه میکردند تا نشان دهند توان خرید شکر را دارند.
این معیارهای زیبایی، فشارهای جسمی و روانی زیادی بر زنان وارد کرده است. از کمخوری و افزایش وزن تا اصلاحات شدید بدنی، همه اینها در راستای دستیابی به ایدهآلهای زیبایی تاریخی بوده است. امروزه، با وجود پیشرفتهای علمی و آگاهیهای بیشتر، هنوز هم فشارهای اجتماعی بر زنان برای دستیابی به معیارهای زیبایی وجود دارد، اما تلاش برای ترویج زیباییشناسی سالم و پذیرش تنوع بدنی، گامی مهم در کاهش رنج تاریخی زنان از مدهای زیبایی است.



