
اسماعیل یغمایی، یکی از برجستهترین باستانشناسان ایران که نزدیک به شش دهه از عمر خود را به کاوش در تمدنهای کهن این کشور اختصاص داده است، بر اثر سکته مغزی در کما به سر میبرد.
این پژوهشگر ۸۳ ساله در یکی از بیمارستانهای دولتی تهران بستری شده است. خبرگزاری نیمهدولتی ایسنا تأیید کرد که وی هماکنون بیهوش است، اما جزئیات بیشتری درباره وضعیت جسمانی او منتشر نشده است.
یغمایی که در شهریورماه ۱۳۲۰ متولد شد، به نسلی از باستانشناسان ایرانی تعلق دارد که در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، کاوشهای میدانی گستردهای را در ایران آغاز کردند؛ دورهای که اکنون به عنوان عصر طلایی باستانشناسی ایران شناخته میشود. او در طول کارنامه پربار خود، سرپرستی کاوش در برخی از مهمترین محوطههای تاریخی ایران را بر عهده داشته است، از جمله شوش، شهر سوخته در سیستان و بلوچستان، هفتتپه در خوزستان، چغاگاوانه در استان کرمانشاه، و تپه حصار در دامغان که یکی از محوطههای شاخص عصر برنز است.
وی همچنین پژوهش در تخت جمشید، پایتخت تشریفاتی امپراتوری هخامنشی را هدایت کرد و کاخ بردکسیاه را مورد کاوش قرار داد، جایی که نظریههای تازهای درباره خاستگاه دودمان هخامنشی مطرح کرد. فعالیتهای میدانی او همچنین شامل مناطق دیگری از جمله مرودشت، گرگان، دشت قزوین، کرمان، کنگاور و گوشه شمالباختری ایران در نزدیکی بوکان میشود.
یغمایی تحصیلات تکمیلی خود را در رشته باستانشناسی و هنر از دانشگاه تهران دریافت کرد. او در اردیبهشتماه ۱۳۴۶ به سازمان ملی باستانشناسی ایران پیوست و پس از آن، سرپرستی تیمهای کاوش متعددی را بر عهده گرفت که سهم قابلتوجهی در شناخت میراث عیلامی، هخامنشی و پیش از اسلام ایران داشتند.
علاوه بر فعالیتهای میدانی، یغمایی نویسنده چندین کتاب تأثیرگذار است، از جمله «شوش: کاوشهای باستانشناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی»، «گیسوان هزارساله: گوشههایی از خاطرات یک باستانشناس»، و «آن قصر که جمشید…: پژوهشی در پیشینهشناسی تخت جمشید». او همچنین کاوشهای خود در تپه حصار را در کتابی ۹۱۲ صفحهای با عنوان «حصار در حصار» به نگارش درآورده است.
واکنش احساسی او در سالهای اخیر — تصویری گریان و اندوهگین که پس از مشاهده بیمهریها و تخریب آثار تاریخی، به سرعت در فضای مجازی دستبهدست شد — او را به نمادی از دغدغهمندی برای حفظ میراث فرهنگی و هویت ملی تبدیل کرده است.
همکاران، فعالان فرهنگی و دوستداران میراث تاریخی، نگرانی عمیقی نسبت به وضعیت سلامتی او ابراز کردهاند. یکی از شاگردان پیشین او که نخواست نامش فاش شود، گفت: «او یک بایگانی زنده از حافظه باستانشناسی ایران است. از دست دادن او جبرانناپذیر خواهد بود.»
یغمایی تا سالهای اخیر در عرصه عمومی فعال باقی ماند و بارها از آنچه «بیتوجهی مسئولان نسبت به حفاظت از محوطههای تاریخی» میخواند، انتقاد کرد. او در مصاحبههای خود هشدار داده بود که تخریب عمدی یا ناشی از غفلت آثار باستانی، هویت ملی را به خطر میاندازد.
تاکنون درباره برنامههای تشییع احتمالی گفتوگویی مطرح نشده و خانواده و تیم پزشکی همچنان وضعیت او را تحت نظر دارند. هواداران او در شبکههای اجتماعی کمپینی برای دعا و آرزوی بهبودی وی راهاندازی کردهاند.



